بیدارم کن از کابوسی که دم به دم با من میاد

بیدارم کن از تصویر یه برگ سبز تو چنگ باد

بیدارم کن از این وحشت بیدارم کن

فانوسم باش فانوسم باش تو تاریکی که لحظه لحظه با منه

فانوسم باش وقتی این شب ستاره هامو میشکنه

فانوسم باش تو این غربت نازنینم

با من باش آواز تو صدای شهر بی صداس

لبخند تو خلاصه ترانه هاس دستای تو برای زخم من دواس

بیدارم کن

منو ببر که خسته ام که خسته از سیاهی ام

منو ببر به سمت صبح منو ببر به سمت نور

بیدارم

چه حس قشنگیه عاشقی

/ 2 نظر / 3 بازدید
کرانه

یه حس قشگیه ولی پر از درد ....

کرانه

یه حس قشگیه ولی پر از درد ....