نشنیدم

5شنبه کلی دلشوره داشتمف صدقه دادم صلوات فرستادم

شاید منتظر اتفاق بد بعد از گناهم بود

بی خیال رفتم سمت آرامشی که میدونستم گناه

وخیلی هم آروم شدم

روز خیلی خوبی بود تازه بعدش ازخدابخاطر آرامشم تشکرکردم.

اما5شنبه گذشت جمعه باکلی کار شروع شدشإ صبح ساعت 9تا12 کلی خونه رو مرتب کردم.

مث یه آدم موج زدخ بگذرم از اینکه صبح با صدای خیلی خیلی بلند موسیقی ازخواب بیدارشدم

همسری اصلا انگارنه انگار یکی خوابه

دلش موسیقی میخواستش.منم گفتم به درک

عصررفتم خرید پمپ بنزین ماشین نیم سوز شده و در نهایت حاصل این خصاصت همسر تصادف کردم و با اینکه من مقصر نبودم به جرم خانم بودنم و اینکه آقا نمیدونه بیمه ماشین کجا گذاشته مجبورشد به طرف پول بده تا بره

میدونین هر وقت لازمه یه خرجی رو بکنه اما نمی کنه یه گندی بالا میادش

دیشب تا3توی خیابون اسیر بودم

نمیخاستم پول زوربدم

همین

جمعه صدای کلاغ نشنیدم

 

/ 0 نظر / 3 بازدید